اول کیسه ثواباتو بدوز بعد ثواب کن !
.
.
یادت نره...اول به خودت قول بده که گناه نمیکنی بعد با خیال راحت دنبال ثواب کردن باش :)!
اول کیسه ثواباتو بدوز بعد ثواب کن !
.
.
یادت نره...اول به خودت قول بده که گناه نمیکنی بعد با خیال راحت دنبال ثواب کردن باش :)!
ممنون از ابجی بزرگه مائد #-#بابت اینکه به این چالش دعوتم کردی
1_جالب ترین هدیه ای که دریافت کرده ای چه بوده است؟
اومم خب ..روز تولدم تو فضای مجازی کلیپی که اجی هستی داد بهم...و مال بقیه..
2_چه چیزی باعث می شود به سمت فرد خاصی جذب شوی؟
فکر کنم منطقشون...ولی تو دنیای واقعی ...دیدی بعضیا رو نگا میکنی یه حس عجیبی بهت دست میده...میرم سمت اونا
3_الگوی تو در زندگی چه کسی است؟
عا خو..اونایی که به بقیه کمک میکنن...شادن و شاد میکنن...کم نمیارنو نمیذارن دوستاشون کمبیارن...
4_تصور غلطی که مردم از تو دارند چیست؟
ام خب معمولا همه فکر میکنن گوشه گیرم و تنها و کم حرف بخاطر اینا فکر میکنن ناراحتم |:.. البته که جلو اونا گوشه گیر و تنها و کم حرفم ولی خب تنهای تنهای نیستم و جلو دوستام گوشه گیر و کم حرف نیستم مخشونو میخورم..
5_کدام بازگیر میتواند نقش تورا در فیلمی که درباره زندگی ات ساخته شده بازی کند ؟
فکر نکنم کسی بتونه خب..اصلا چرا فیلم در باره زندگی من...
6_بدترین زمانی که تلفن همراهت زنگ خورده چه زمانی بوده است؟
اصلا شمارمو کسی نداره و هرکی داره گفتم زنگ نزنن ولی یبار سر کلاس انلاین یکی زنگ زد برداشتم همکار مامانم بود نمیدونستم شمارمو داره فکر کردم بابا بزرگمه گفتم سلام بابابجون ببخشید الان سر کلاسم بعد یهو فهمیدم همکار مامانمه سریع قطع کردم 😂💔
وقتی تنت ازم دور میشه نمیدونی چقدر بد میگذره
مگه کسی تو دنیا از تو به من نزدیک تره
هروز ببینمت سیر نمیشم از دیدنت
جون هردوتامون نرو
پیش تو نمیشه بگیرم جلو این دل وامونده رو
نمیخوام بدون تو یلحظه اینجا بودنو
از تو حرف زدم همیشه هرجا بودمو
نترس از هیچی تو تاوقتی باشی من هستم
نمیخوام ببیننت ادم یوقت نگیرنت از من
هیچی نمیخوام من همینکه باشی تو بسه
باید ببرمت یجا که هیشکی نرسه به تو دستش
نترس از هیچی تو ..(این تکرار کردناشو حقیقتش حال ندارم بنویسم💔)
خوشیات مال خودت هر چی که غصس واسه من
مگه میشه رد شیو پرت نشه حواس من
همه دنیامو پیش تو جا میذارم
از تو دیوونه تر از کجا بیارم
نترس از هیچی تو..
.
.
یهو تو مخم پلی شد نتونستم جلو خودمو بگیرم 😂💔
اِلهی کَفی بی عِزًّا اَن اَکُونَ لَکَ عَبدًا و کَفی بی فَخرًا اَن تَکُونَ لی رَبًّا
اَنتَ کَما اُحِبُّ فَاجعَلنی کَماتُحِبُّ
خدایا بس است مرا این عزّت که بنده توام و بس است مرا این افتخار که تو پروردگار منی
تو چنانی که دوست دارم مرا چنان کن که دوست داری
نه ..دیگه نمیخوام بنویسم هرچند الان دارم مینویسم ...
میخواستم دیگه حرف نزنم ولی مثل اینکه از نوشتنم کم شد ...
هوم تازه فهمیدم چرا وقتی میخواست اهنگ گوش بده از چت میرفت و فقط اهنگ گوش میکرد ...
خیلی کارا هست که میخوام بکنم ولی احساس میکنم نمیتونم ...
اونورز که با همکلاسیم حرف زدم ...فقط یه جملش تو ذهنم بدجور فرو رفته ...وقتی بهش گفت درهرحال هرچقدر واسه دیگران تلاش کنی و بذاری خودت نابود بشی یه جایی بدنت دیگه یاریت نمیکنه ...کم میاری و دیگه نمیتونی ...منم نتونستم و اینجوی شد ..گفت "خب تو احتمالا خودت خسته شدی که کم اوردی ولی من خسته نمیشم."..یعنی این فقط تجربه منه؟ یعنی این اتفاق واسه بقیه نمیفته ؟ یعنی تا نخوای کم نمیاری ؟ معلومه تا نخوای کم نمیاری ولی وقتی بدنت یاریت نکنه باید استراحت کنی و به خودت فرصت بدی و دوباره پاشی... اشتباه میگم..؟
بمیرم واسه قلب مهربون شکستت...
بمیرم واسه حال بدی که داریو هیچی نمیگی...
بمیرم واسه گریه های بی صدات...
فدای اون قیافه نازت...اینقدر غصه نخور...
چرا شکر نمیکنم خدارو ؟چرا برا اینکه مامانم با دوست بودن با اجی کنار اومده خوشحال نیستم ؟لعنت به من...
اصلا نمیفهمم چمه اه|:خدایا خودت به داد این بنده دیوونت برس |:رد داده بجون خودش :}
دوباره سعی کردم انشا کبوتر ذهنمو بنویسم...ولی بازم نشد جالب نیست ؟
من نمیتونم ذهنمو متمرکز کنم هه نمیتونم چیزی بنویسم نمیتونم چیزی بفهمم نمیتونم به چیزی جز تو فکر کنم البته چرا به این که من چیم و چرا اینم هم زیاد فکر میکنم به مرگو و این چیزا هم زیاد فکر میکنم ولی اینا رو که نمیشه نوشت واسه معلم مدرسه....
و من واقعا نمیدونم چمه و باید چیکار کنم...و حتی دلم نمیخواد دنبال راهی باشم که از این سردرگمی در بیام
چشمامو میبندم حتی تو بیداری...
سردرگمم از این روزای تکراری...
دلتنگی میگیره تموم دنیامو...
بقیش به من مربوط نی😂💔
همین تیکشو فقط دوست اهنگ چشمامو میبندم از علی لهراسبی یه همچین چیزایی